تحلیل اندیشه بهره ­وری

بهره­ وری نسبت بین ارزش ستاده و ارزش داده در امر تولید است که به‌صورت میزان ستاده در مقابل هر  واحد داده ظاهر می­شود. نسبت ارزش ستاده به داده نیروی کار، بهره‏وری نیروی کار نامیده می­شود. در عمل مکرر مشاهده می­گردد که مفهوم بهره­وری در نظر افراد مختلف با توجه به تخصص­ها، مطالعات، تجربیات، و علایقی که دارند یکسان نیست. بدیهی است همگانی شدن مفهوم واقعی بهره­وری می‌تواند خدمت بسزایی در جهت اشاعه فرهنگ بهره­وری و آگاهی بیش­تر نسبت به اهمیت بهره­وری و رشد آن باشد.

  1. بهره ­وری از دیدگاه گروه­های اجتماعی
  • بهره ­وری از دید کارکنان عبارت است از: کار در محیطی پاکیزه، با شرایط کاری مساعد، فضایی همراه با آرامش حاصل از امنیت شغلی و اقتصادی، با توجه به پرورش مهارت­ها و استعدادها و پرداخت حقوق و پاداش متعادل با کار انجام‌شده.
  • بهره ­وری از دیدگاه تولیدکنندگان عبارت است از: بهره­وری در سرمایه‌گذاری مناسب و تولید بیشتر، رقابت در عرصه محصولات بهتر، کیفیت مرغوب­تر، فروش بیش­تر و سودآوری بالاتر.
  • بهره ­وری از دید دولت­ها عبارت است از: عمران و آبادانی بیشتر، افزایش سطح اشتغال، کاهش تورم و توزیع عادلانه ثروت.
  • بهره­وری از دید ملت­ها عبارت است از : رفاه، آسایش وزندگی بهتر فرصت­های شغلی مناسب، امکان دسترسی به کالاها و خدمات ارزان.
  1. تعریف بهره­وری از دیدگاه سیستمی

بهره­وری از دیدگاه سیستمی، طبیعت پیچیده­تری داشته و در کل سیستم مطرح می­گردد.

بهره­وری عبارت است از نسبت بین مجموعه خروجی­های یک سیستم به ورودی­های آن.

این تعریف در سیستم­های مختلف اجتماعی، فرهنگی و صنعتی کاربرد دارد.

صورت کسر که خروجی­های سیستم هستند می­تواند به شکل فیزیکی (حجم محصول، تعداد افراد فارغ‌التحصیل،وغیره) و مخرج کسر (مقدار مواد اولیه یا ساعت کار نیروی انسانی و ماشین‌آلات و غیره) تعریف گردد و یا اینکه به شکل معیارهای ارزش مالی یا واحد پول رایج در هر کشور اندازه‌گیری می­شوند.

  1. بهره­وری از دیدگاه اقتصادی

ازنظر اقتصادی مقدار محصول یا خروجی تابع عوامل سرمایه و نیروی کار فرض می­گردد. لذا افزایش مهارت نیروی کار و یا تغییرات تکنولوژی و یا افزایش مهارت به همراه بهبود تکنولوژی می­تواند موجب افزایش مقدار تولید و حرکت تابع تولید به سمت بالاتر و ازآنجا موجب افزایش بهره­وری شود.

به‌طورکلی امروزه بهره­وری نگرشی اقتصادی، فنی و فرهنگی نسبت به تولید است که در آن انسان فعالیت­های خود را هوشمندانه و خردمندانه انجام می­دهد تا بهترین نتیجه را با کمترین هزینه و در مدت‌زمان کمتر به دست آورد.گرچه بهره­وری را به‌صورت کلاسیک بیش­تر در امور اقتصاد تعریف کرده­اند ولی می­توان مفهوم بهره­وری را در همه امور زندگی روزمره تا چرخه عظیم صنعت در نظر گرفت.

  • سطوح بهره ­وری:

حدود چهل سال است که موضوع بهره‏وری در نظام‏های اقتصادی-اجتماعی واداری سازمان‏ها مطرح است به‌طوری‌که امروزه ارتقا بهره‏وری و بهبود آن جز اهداف کمی نظام‏های اقتصادی سازمانی جوامع محسوب می‏شود. موضوع بهره‏وری استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود را ترویج می‏دهد و بحث آن مختصر به سیستم‏های تولیدی نیست. به‌بیان‌دیگر بهره‏وری هم سیستمهای تولید کالا و هم در نظام‏های تولید خدمت مطرح است. زمانی که در خصوص بهره‏وری صحبت می‏شود، توجه به این نکته ضروری است که بهره‏وری در چه سطحی و ابعادی مطرح است. به‌طورکلی بهره‏وری در سطوح زیر می‏تواند موردبحث قرار گیرد

  • بهره‏ وری در سطح کلان
  • بهره ‏وری میانه
  • بهره ‏وری در سطح خرد

بهره‏ وری در سطح کلان شامل بهره‏وری در سطح بین‌المللی و ملی است. بهره‏وری در سطح میانه شامل سطح بخش و صنعت است.بهره‏وری در سطح خرد ابعاد مختلف از قبیل بنگاه، سطح واحد، سطح محصول، سطح خانوار و سطح فرد می‏باشد.

بهره‏وری ملی در خصوص بهره‏وری کل اقتصاد در یک جامعه صحبت می‏کند. درواقع بهره‏وری ملی کارایی کل اقتصاد یک جامعه را موردسنجش  ارزیابی قرار می‏دهد. در بهره‏وری بخشی، بهره‏وری در سطح بخش‏های مختلف اقتصاد یک جامعه از قبیل بهره‏وری بخش حمل‌ونقل، بهره‏وری بخش خدمات و غیرهبررسی و تحلیل می‏شود. ازاین‌رو در بهره‏وری ملی و بخشی کل نظام اجتماعی و اقتصادی یک جامعه ازنظر کلان مورد تجزیه‌وتحلیل واقع می‏شود. بهره‏وری در سطح خرد عموماً در سلسله‌مراتب پایین‌تری قرار می‏گیرد. موضوع بهره‏وری سازمانی درواقع ارتقا سطح بهره‏وری و عملکرد مؤسسات اجتماعی است. وقتی در بخش دولتی در خصوص بهره‏وری سازمانی صحبت می‏شود، منظور ارزیابی و بهبود و ارتقا سطح بهره‏وری وزارتخانه‏ها، سازمان‌ها و ادارات کل تابعه دولت است. بهره‏وری سازمانی لازمه بهره‏وری بخشی و بهره‏وری بخشی لازمه بهره‏وری ملی است.

شکل ‏2‑1:سطوح بهره‏وری

 

لذا بهره‏ وری ملی ارتقا نمی‏یابد مگر اینکه هریک از بخش‏های مختلف اقتصادی عملکرد مطلوب داشته و ارتقا یابند. ارتقا بهره‏وری بخشی نیز تابع ارتقا سازمان‌های تشکیل‌دهنده آن بخش است. مثلاً بهره‏وری بخش دولتی تابع بهره‏وری هریک از وزارتخانه‏ها و سازمان‌ها و ادارات تابعه است. ازاین‌رو چنانچه برنامه‏ریزان جامعه و تصمیم گیران اجرایی کشور برای ارتقا بهره‏وری ملی اولویت و اهمیت می‏دهند باید به مسئله بهره‏وری دستگاه‏های اجرایی توجه ویژه نمایند. زیرا ارتقا بهره‏وری ملی در پرتو نظام اداری کارا و مؤثر امکان‌پذیر است و بدون داشتن یک نظام کارآمد و مؤثر اداری، انتظار ارتقا بهره‏وری ملی و بالا بردن سطح کیفیت زندگی کاری و اجتماعی امکان‌پذیر نیست. بنابراین بهره‏وری سازمانی و بهره‏وری هریک از دستگاه‏های اجرایی تشکیل‌دهنده نظام اداری-دولتی کشور، شرط لازم جهت ارتقا بهره‏وری ملی و به عبارتی لازمه‏ی رشد و توسعه اجتماعی-اقتصادی است که این امر در بسیاری از کشورهای دنیا به اثبات رسیده است (پیرایش،1387).برخی از منابع نیز بهره‏وری را بدین گونه سطح‌بندی کرده‏اند

  1. بهره­وری فردی:

منظور از بهره­ وری فردی، استفاده بهینه از مجموعه استعدادها و توانایی­های بالقوه فرد در مسیر پیشرفت زندگی خود می­باشد. از دید منافع سازمانی ارتقا بهره­وری در افراد، بهبود بهره­وری سازمان را به دنبال خواهد داشت. آموزش، یادگیری و رشد نیروی انسانی در سازمان و مشارکت افراد در اداره سازمان علاوه بر بهبود بهره­وری فرد، موجب افزایش بهره­وری در سازمان خواهد شد. به فعل درآوردن نیروهای بالقوه و استعدادهای شگرف در جهت سازندگی موجب پیشرفت و بهره­وری فرد و همسویی با سازمان و سبب بهره­وری سازمان خواهد شد. یکی از دلایل افزایش بهره­وری در سازمان­های پیشتاز امروزی رشد و یادگیری در میان کارکنان آن سازمان می­باشد.

  1. بهره­ وری در خانه:

ارتقا بهره­وری در خانه موجب پایین آمدن ضایعات، از بین رفتن اسراف و کیفیت زندگی بهتر در استفاده از مواهب زندگی می­شود.

  1. بهره­وری در سازمان:

بهبود بهره­وری در سازمان نتیجه استفاده بهینه و مؤثر و کارآمد از منابع، تقلیل ضایعات، کاهش قیمت تمام‌شده، بهبود کیفیت، ارتقا رضایت مشتریان، دلپذیری در محیط کار، و افزایش انگیزه و علاقه کارکنان به کار بهتر بوده که نهایتاً موجب رشد و توسعه سازمان را به دنبال خواهد داشت.

  1. بهره­وری در سطح ملی:

افزایش بهره­وری تنها راه توسعه اقتصادی کشورها می­باشد که موجب ارتقا سطح رفاه زندگی یک ملت می­گردد. تحولات معجزه‌آسای رشد و توسعه اقتصادی در کوتاه‌مدت در برخی از کشورها نتیجه افزایش بهره­وری و استفاده بهینه، کارا و اثربخش آن‌ها از منابع فیزیکی، انسانی کشورهایشان بوده است.

  • بهره­وری منابع انسانی

بهره ­وری نیروی انسانی عبارت است از به حداکثر رساندن استفاده از منابع،نیروی انسانی و تمهیدات به طریق علمی به‌منظور کاهش هزینه‏ها و رضایت کارکنان، مدیران و مشتریان.

امروزه نقش و اهمیت نیروی انسانی در فرآیند تولید و ارائه خدمات در جوامع بشری به‌عنوان مهم­ترین عامل مشخص‌شده است. استفاده صحیح از نیروی انسانی به‌ مثابه ارزشمندترین و بزرگ‌ترین ثروت هر جامعه به‌صورت مسئله‏ای حائز اهمیت موردتوجه دولت‏ها بوده است. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت که انسان هم هدف توسعه و هم عامل آن محسوب می‌شود و تحقق اهداف توسعه تا حد قابل‌توجهی به نحوه اداره و مدیریت این ثروت و منبع حیاتی بستگی یافته است. بنابراین بهره‏وری منابع انسانی یکی از رکن‏های مهم هر موسسه یا سازمان می‏باشد. تا اوایل دهه 1950 اکثراً تصور می‏گردید که عامل عمده و ریشه عقب‌ماندگی کشورهای درحال‌توسعه، کمبود سرمایه‏های مادی و فیزیکی است. در پرتو چنین طرز تفکر و نگرشی، این کشورها از راه‏های مختلف و با نزدیکی با دیگر ملل به جذب سرمایه‏ها و ورود تکنولوژی از خارج پرداختند. این امر خود عوارض متعدد ازجمله تشدید وابستگی سیاسی- اقتصادی و تخریب بنیان‏های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را در این کشورها ایجاد نموده است که تزریق مقادیر متنابهی از سرمایه‏های فیزیکی و مادی به این کشورها، الزاماً موجب تسریع روند توسعه آن‏ها نشده است، بلکه جوامعی که از یک سازمان قوی و نهاده‏های اداری کارآمد و درعین‌حال از سرمایه‏های انسانی کارا و متخصص و ماهر برخوردار بوده‏اند، توانسته‏اند از سرمایه فیزیکی و مادی به نحو مطلوب در تسریع روند توسعه و رشد، بکار گرفته شوند. ازاین‌رو امروزه تأکید بر سرمایه‌گذاری بر روی سرمایه‏های فیزیکی کاسته و بر سرمایه‌گذاری انسانی تأکید بیشتری می‏شود.

سرمایه‌گذاری انسانی و اعتلای کیفیت نیروی کار یکی از زمینه‏ها و راه‏های کلیدی و بنیادی در افزایش بهره‏وری و تسریع رشد اقتصادی جوامع است. تلاش برای بهبود و استفاده مؤثر از تمامی منابع و به‌ویژه منابع انسانی که خود بکار برنده دیگر منابع هستند، هدف تمامی مدیران سازمان‏ها است. استفاده از نیروی انسانی واجد صلاحیت، شایسته و توانمند از ضروریاتی است که برای نیل به بهره‏وری مطلوب باید موردتوجه مدیران قرار گیرد.تعلیم و تربیت به‌عنوان بارزترین نمود سرمایه‌گذاری انسانی، نقش اصلی را در این زمینه ایفا می‏کند. تعلیم و تربیت از یک‌طرف بر بازدهی و توانایی نیروی کار افزوده و استعدادها را شکوفا می‌سازد و از سوی دیگر زمینه به‌کارگیری فناوری‏های برتر را برای نیروی کار فراهم می‏کند. امروزه تقریباً در تمامی جوامع افرادی که از تحصیلات و دانش بالاتری برخوردار باشند به‌طور متوسط از درآمد بالایی نیز در مقایسه با سایر اقشار بهره‏مند هستند، لذا هزینه‏ها و فرصت‌هایی که افراد و سازمان‌ها جهت افزایش دانش و مهارت‌ها متقبل می‏شوند نوعی سرمایه‏گذاری انسانی تلقی می‏شود.

  • بهره ­وری فردی نیروی انسانی: نسبت کار انجام‌شده توسط هر فرد به زمان مصرفی توسط همان فرد.
  • بهره ­وری گروهی منابع انسانی: نسبت کار انجام‌شده توسط گروه به مجموع زمان مصرف‌شده توسط اعضا گروه.
  • بهره ­وری منابع انسانی سازمان: نسبت کار انجام‌شده توسط سازمان (تولید کالا یا ارائه خدمات) در طول یک‌زمان معین، به منابع انسانی صرف شده (کل کارکنان سازمان) برحسب نفر ساعت، نفر هفته یا نفر ماه.
  • بهره­وری ملی را نیز می­توان نسبت تولید درآمد ملی به منابع انسانی فعال یا نیروی انسانی شاغل دانست. رشد این شاخص از بهره­ی هم در سطح خرد و هم در سطح کلان نمایانگر استفاده مؤثر از منابع انسانی است.

 

  • بهبود بهره­ وری

بهبود واقعی بهره­وری در احیا فعالیت­های اقتصادی تنها زمانی قابل حصول است که هم در عوامل سخت‌افزاری مثل تکنولوژی جدید و تجهیزات پیشرفته تولید، و هم در عوامل انسانی فعالیت اقتصادی مانند روابط نیروی کار با مدیریت، تلاش و پیشرفت‌های هماهنگ و متعادلی انجام‌شده باشد. امروزه کلید بهره­وری در این نیست که به نحوی از کارکنان کار بیشتری کشیده شود، بلکه در برانگیختن و تشکیل سرمایه و تحقق و توسعه است تا ابزاری برای انجام مؤثرتر کار در اختیار منابع انسانی قرار بگیرد.با عنایت به این‏که بهبود بهره‏وری در سازمان‏ها بستگی به کارکنان دارد باید با فراهم کردن فرصت‏هایی جهت مشارکت کارکنان در فرآیند تصمیم‏گیری، بهره‏وری سازمان را افزایش داد. در تعیین عوامل مؤثر بر بهره‏وری نظرات متفاوتی وجود دارد و هر یک از دانشمندان و صاحب‌نظران عاملی را به‌عنوان عامل مؤثر در بهبود بهره‏وری مشخص کرده‌اند و به‌طور اجمالی عواملی چون آموزش شغلی مستمر مدیران و کارکنان، ارتقا انگیزش میان کارکنان برای کار بهتر و بیش­تر، ایجاد زمینه­های مناسب ابتکار و خلاقیت مدیران و کارکنان، برقراری نظام مناسب پرداخت مبتنی بر عملکرد و برقراری نظام تنبیه، تشویق و وجدان کاری و انضباط اجتماعی تحول در سیستم و روش‏ها که نقش کلیدی و حساس دارند، تقویت حاکمیت و تسلط سیاست‏های سازمان بر امور و صرفه‌جویی به‌عنوان وظیفه ملی در بهره‏وری مؤثر می‌باشد. ولی تمام مؤلفان این رشته تقریباً در این باب اتفاق‌نظر دارند که برای افزایش سطح بهره‎وری تنها یک علت خاص را نمی‏توان ارائه نمود بلکه عنوان می‏کنند که ارتقا بهره‏وری را باید معلول ترکیبی از عوامل گوناگون دانست (امیران،1372).

  • مؤلفه‌های مؤثر برافزایش بهره­ وری منابع انسانی

سازمان‏ها از دو طریق می‌توانند به بهره‏وری بیشتری دست پیدا کنند، عومل داخلی و عوامل خارجی.

عوامل خارجی: شامل بهره‏وری از مواد، تجهیزات و امکانات که حد و سطحی معین دارد و به سهم خود در شکل‌گیری بهره‌وری سازمانی نقش دارد

عوامل داخلی: شامل مهارت‏های انسانی در جهت شناخت کامل کارکنان و آشنایی با فنون و شیوه‏های مؤثر کار با آنان. مهم‏ترین مطلب در بحث‏های مهارت انسانی، استعداد نفوذ در دیگران و رهبری صحیح انسان‏ها و ایجاد زمینه‌سازی است تا آن‌ها بتوانند توانایی‏های خود را به‌کارگیرند. بسیاری از سازمان‏های پیشرفته امروزی برای آنکه بخواهند درصحنه رقابت جهانی به بهره‏وری مناسب و مطلوب و مزیت رقابتی دست پیدا کنند به بهره‏وری سرمایه انسانی توجه اساسی دارند (باقی نصرآباد،1389).

This article was written by 92